ابراهيم عاملي ( موثق )

468

تفسير عاملي ( فارسي )

4 - آيت 71 « يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ » تذكّرى است براى رفع نقص مهمّ اجتماعى كه انسان در فرمانبريها و پيرويهاى خود از اشخاص و دلبستگيها بخواسته هاى مادّى و خيالى مواظب باشد كه شخصيّت و ارزش مقتدا و دلباخته ى آدمى در سعادت و بدبختى او مؤثّر است و بد و خوب آنها موجب گرفتارى و آسايش او خواهد بود ، و البتّه اين حقيقت ناگزيرى است كه انسان بهر چه دل بست اعصاب و عضلات و افكارش بمقتضاى همان چيز پرورش مىيابد و موجوديّت و شخصيّت او متناسب با همان هست كه به او دلبسته است ، شما فكر كنيد آنكه هميشه بفكر كتابهاى دينى و افكار خدا پرستى است با آنكه با كتابهاى ادبى و زيبائيهاى زندگى سر و كار دارد بسيار از هم جدا هستند كه نه فكر و نه سليقه و نه در كارهاى زندگى با هم موافق ميشوند و همچنين يك ميكانيك با يك دامپرور فكر و سليقه شان توافق نخواهد داشت . و نيز آنكه معتقد بپيشواهاى دينى است با آنهائيكه پيرو احزاب مختلف هستند پيوسته از يكدگر جدا و مخالف هم هستند . و همين اختلاف فكر و سليقه در عالم ديگر هم براى انسان اختلاف مراتب سعادت و شقاوت فراهم خواهد كرد و به همين مناسبت در آيت بعد گفته شده است : هر كه به اين عالم كوردل و كجرفتار باشد بعالم ديگر كورى و گمراهيش نمودارتر است چون اينجا عالم ماده است ، و تغيير و تحوّل و ممكن است اوضاع و احوال شخص كم و زياد شود و عوض شود ولى آن عالم ثابت است و آنچه اينجا درست شده است آنجا ثابت است و عوض نشدنى . 5 - آيت 73 « وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ » تا پنج آيه در ضمن سخن گفتن با پيغمبر ( ص ) شخصيّت و مقام آن حضرت را تثبيت مىكند و بمردم ميفهماند كه اگرچه شما عربها مردى مانند خود و از نژاد و خويشان خود مىبينيد و ميشناسيد ولى نه چنين است كه او را مثل خود مردى عرب بپنداريد و به آنچه بخواهيد تسليم خود كنيد كه او مشمول الهامات خداوندى است و معصوم است و در صيانت حقّ از هرچه شما بفكر خود تشخيص دهيد . 6 - آيت 84 « كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » خوب روشن مىشود به اين شعر مثنوى